نویسنده : سمانه
تاریخ : سه‌شنبه ۱۳٩٤/۳/٥
نظرات

به قول مشدیا با پلخمون نگات چغوک دلمو زدی..................


هفته پیش پنج شنبه طبق روال معمول من خونه موندم وبه مطب نرفتم.همون روز یکی زنگ می زنه و خودش رو  دکتر ارژنگ فوق تخصص پوست وزییایی معرفی می کنه و  خواهان گفتگو با 104 میشه وکل موضوع این گفت وگو میشه پیدا کردن منشی برای ایشون!

وقتی 104 موضوع رو برای من تعریف کرد ،خیلی تعجب کردم چرا یک دکتر با این تخصص باید زنگ بزنه به مطب و از یه دکتر دیگه بخوادبراش منشی پیدا کنه؟!

خلاصه گذشت تا دیروز که خانومz با قیافه مثلا عصبانی (حالا تو دلش داشت کیلو کیلو کله قند آب می شد ها!!)گفت :اون آقاهه اصلا دکتر نبوده از مریض های خودمون بوده  ،قصدش مزاحمت برای من هست ....عاشق  سینه چاک من شده .....هروز برام پیامک می فرسته و.............

( شماره همراه مطب، دست خانوم Z هست وآقاهه گفته بود عاشق منشی دکتر شده حالا این وسط عاشق من شده یا خانوم z مشخص نبود،بهرحال Z،با اعتمادبنفس مطمئن بود طرف عاشق اون شده!)

دو نکته اینحا قابل تامله:1-چرا جناب عاشق اینطوری ماجرا رو شروع کرده!

2-دقیقا عاشق چیه خانوم zشده

ماجرای دوم :

- هفته پیش هم یکی زنگ با صدای شنگول وکش دار گفت:کامرانم ،عزیزم!

من

-دکتر 104کیلویان هستن؟

-نیستن!

-شما؟

-همسرشم وباز مردد پرسیدم :شما؟

-کامرانم ،نازنینم!

-من:

-کی میان؟

اومدن می گم تماس بگیرن!

- دستت رو می بوسم 

بازمن:

(بعدش هول کردم وبا تته پته گفتم :خواهش میکنم نفرمایید تو رو خدا!)

(اگه مکالمه یک دقیقه دیگه طول می کشید معلوم نبود کار من به کجا می رسید )

نکته 1:آخر شب به 104 میگم: یکم از این عناوین گول زننده برای من استفاده کن تا یک کلمه عزیزم منو نبره تو هپروت!

نکته 2:یاد نصحیتهای پرپر دوست صمیمی وعزیز دوران دانشگاهیم که درپسربازی ید طولانی داشت می افتم که می گفت"الاغ یه دوست پسر دست وپا کن، اخر عقده ای میشه ها"(البته نصیحت پرپر در دوران مجردی بود نه متاهلی )

اعتراف می کنیم دلمان برای نوشته های دوستان بلاگفایی مان خیلی تنگ شده است ،خاک بر فرق سر بلاگفا !