نویسنده : سمانه
تاریخ : دوشنبه ۱۳٩۳/۳/۱٢
نظرات

سه شنبه تعطیل بود و پدرخونواده بعداز هفته ها بلاخره در منزل رویت شد.از اونجا که شانس آوردی ویه مامان و

بابا گل گیرت اومده ،طبق معمول برآن شدیم با توجه علاقه وصف نشدنی تو به ماشین ، تورو به یه شهر بازی

ببریم .یکم جستجو کردیم. دیدم ای دل غافل تموم شهربازیای تهرون آب کشیدیم وجای نمونده ،ناگهان جرقه ی

عظیم در مغز پدرت زده شد(کلا بابات حیف شده)"کارتینگ"

اصغرفرهادی برای گرفتن اسکار اینقدر ذوق نکردکه پدرت کرد.(بزرگ شدی خودتو یه تکون بده برو سرچ کن تا بفهمی چی نوشتم)

ومن خوشحال ازاینکه دیگه لازم نیست در انتهای دهه دوم زندگی، همراه تو سوار بر فنجانهای چرخان بشم و یا

پدرت با 103کیلو وزن سوار بر هواپیما بشه وبه اندازه 2متر بره بالا و بیاد پایین، طی کودتای سیاه 6خرداد 93

تصمیم گرفتیم اون روز تو رو از سلطنت بی چون وچرایی که در خونه ،داری خلع کنیم وخودمون برای یک روز حکومت رو در دست بگیریم واینبار به ما خوش بگذره نه توی نیم وجبی!

این خانوم قهرمان فرمول یک دنیاست!

تو به صورت نمادین در ماشین


نتیجه کودتا:یک روز بدون فرزند سالاری خیلی حال می ده!

93.3.12