نویسنده : سمانه
تاریخ : یکشنبه ۱۳٩۳/٥/۱٢
نظرات

پارت1 قزوین

من به خاک خود بنازم خاک ایران خاک من

                                                        خاک من خاک پاک من جان فردای من


شب به قزوین رسیدیم ودر بدر دنبال مکانی برای خوابیدن!!!خلاصه یه هتل درجه 2گیر آوردیم.تو وپدرت رفتین ماشینو جابجا کنین منم پریدم توی اتاق وتا خواستم لباسامو بکنم دیدم یک موجود خاکستری کوچیک مثل فشفشه از دیوار بالا رفت ورفت توی کانال کولر!!نه اشتباه نکن جیغ نزدم کپ کرده بودم!!!

هرچی به پدرت اصرار کردم اینجا موش داره فایده نکرد ومن بدبخت از ترس آقا موشه تا صبح پلک روهم نذاشتم!!!

وچهارشنبه صبح راهی قلعه الموت ودریاچه اوان شدیم.

مسیر بکر وبسیار زیبایی این دومنطقه ،آنقدر مارو به ذوق آورد که من سرجام بپربپر میکردم وپدرت هم دوباره صداش شبیه پسرعمه زا شده بود(کلا وقت ذوق زدگی اون شکلی میشه صداش)

رودخانه ی درنزدیکی رجایی دشت

نمایی از جاده با صفا ،بکر وخوش آب وهوای قزوین به سمت الموت وآوان

قلعه الموت:

بالای اون صخره، دژ الموت حسن صباح، البته ما قلعه رو از نزدیک ندیدیم چون راه زیادی تا قله بود و با تو سخت میشد.(حسن صباح چه کارایی می کنه ها!!!)

روستای زیبایی گازرخان(در مجاورت قلعه الموت)

مردم روستا لهجه ی خاصی نداشتند و شبیه تهرانیا حرف می زدند!

بعدازالموت به سوی دریاچه زیبایی آوان رفتیم ،مسیر بسیار پرپیچ وخم بود!

از شانسمون باطری دوربین تموم شد واین تنها عکس از این دریاچه زیباست!

نکته:پدالای قایق خراب بود پاهامون شکست

فتبارک الله احسن الخالقین