نویسنده : سمانه
تاریخ : جمعه ۱۳٩۳/٦/۱٤
نظرات

هنر نزد خانواده ما هست وبس

بعداز خوندن این پست به احترام و الدین هنرمندت(بویژه مامان گلت) بلند میشی وسرود ملی رو میخونی!


هنر صدرا

1-دیش کردن

2 -ماشین کشیدن(این پوزه سگ نیست ماشینه

هنربابا

1خوردن شیرینی جات بطور غیر قابل وصف

2-طراحی مارپله ومنچ دندانپزشکی

ومامان هنرمند

هنر مامان حکایت بلند بالایی داره،15سالم بود که پلنگ به زعم خودش که میخواست یه دختر هنرمند وارد جامعه بکنه ،مارو فرستاد اوکشی بافی!هنری سخت وجانفرسا، بطوریکه بعداز جلسات زیاد موتور آی کیوم روشن نشد که نشد.با دلی شکسته در یک بعدازظهر غمگین تابستونی تفالی به حافظ زدم ونیت کردم"حافظ عزیزم ته تهش اوکشی بافی یاد می گیرم یانه "وکتابو باز کردم ودقیقا این بیعت شوم در برابر دیدگانم جلوه نمایی کرد.

غیرازین نکته که حافظ زتو ناخشنودست             درسراپای وجودت هنری نیست که نیست

چشام گرد شد ودهنم باز،بماند اینجاب شانگول بازی درآورده وبه بستگان گفتیم وتا مدتها فضای شادی را برای آنها بوجود آوردیم.

از اون ببعد تقریبا درهنر وآموزشی که شرکت کردم با فضاحت کامل شکست می خوردم(گلسازی .رانندگی ،خودارایی و.....)

تا اینکه به گل وگیاه علاقمند شدم وبعداز سه سال نفله کردن کلی گل وگیاه، بلاخره موفق شدم.

بامبوهای مرده را با یه عملیات قلمه زنی نجات دادم واینطوری برگ دادن

جوانه حسن یوسف

گوش شیطون کر فعلا نفله نشدن!(هی شما ؟بله با شما هستم ،بمن نخند ،اصل موفقیت بود که من بلاخره بدست آوردم )

نتیجه:هیچ وقت حرفای حافظو گوش نکن،خرابکاری اول پلی است برای خرابکارهای بیشتر،اونقدر خرابکاری کن تا خرابکاری تسلیم تو بشه!

وصیت نامه :دوتا رمان اخلاقی هم توی سایت 98ia دارم، وقتی مُردم چاپش کن!