نویسنده : سمانه
تاریخ : سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٠
نظرات

دقیقا یادم نیست دوماه بودی یا کمتر!

خلاصه دوتایی باهم به سمت مشهد پرواز کردیم وپدرت برای یه سری کارهای درسیش وتسویه حساب مجبور شد بمونه!

موقع پیاده شدن جناب خلبان  تو رو از دستم گرفت وپایین آورد!تعجب

البته یه بسکتبالیستم توی اتوبوس کمکم کرد!نیشخند

لوس بودم دیگه فکر می کردم حمل یه نوزاد چه کار سخت وجانفرسایی هست!