روزمرگی

اندر احوالات مطب:

-خانوم n خوبه ولی احترام بلد نیست،مقصودم فقط خودم نیستم بلکه تمام مراجعین ما هستند.دوست دارم هرکسی وارد مطب شد خیلی مودبانه ازجاش بلند بشه و با نزاکت رفتار کنه ولی هیهات این بشر در روابط  اجتماعی صفر کلوین هست.

-چند روز پیش خانوم n گوشش رو به من نشون داد 4تا سوراخ داشت قراره پیرسینگ ناف و دماغ هم انجام بده،دیگه لازم نیست تو جهازش آبکش ببره خودش هی و حاضر هست.

                               

اندر احوالات من

-چند وقت پیش شالم ناغافل پیچید دور فرمون،چند ثانیه با گردن کج رانندگی کردم.(خدایی خیلی سخت بود)

-هفته قبل هم در پی گل کردن انسانیت برای یک موتوری ایستادم تا رد بشه (بلوار ساحلی)،که صدای گرومپ بلند شد.زدم کنار ببینم چی شده .دیدم بعله یک تصادف زنجیره ای درست شد(4تا ماشین) همون لحظه موتوری اومد کنارم با هیجان واسترس گفت:آبجی ماشینت چیزی نشد دنبال شر نگرد برو!

چشمام گرد شد "همیچین گفت دنبال شر نگرد "انگار من از اون مدل خانومای چاله میدونی بودم که زنجیره می چرخوندم و آی نفس کشی می گفتم و می پریدم مردا تار و مار می کردم !

- سعی میکنم همیشه  از مسیر بلوار ساحلی برگردم .وقتی تایم آزاد دارم می رم و تو ساحل تک وتنها قدم می زنم .

اندر احوالات ساختمان

خوش خنده (همسایه روبرو) طی یک اقدام جنجال برانگیز با حوله حموم صورتی،جلوی درب منزلش ظاهر شد وبا ما ویکی از اقایان بستگانش، چاق سلامتی کرد .وضعیت آنقدر فجیع و قرمز بود که104 مثل گچ دیوار دستشویی، رنگش پرید و منم دهنم مثل غار ماموت در کنتاکی امریکا باز موند.

-مرد صاحبخونه و همسر شاهرودی اش که ساکن تهران بود بعد از ده سال متارکه کردند.

اندر احوالات صدرا

-یه مدتی هست ظرف می شوره (چندتا تلفات داشتیم ولی تمیز می شوره)

-روشن کردن لباسشویی رو هم صدرا بر عهده داره (دیروز فهمیدم تو این مدت تو ماشین پودر مخصوص ظرفشویی می ریخته نه لباسشویی)

اندر احوالات 104

-دکتر 104 کیلویان از ان مردان نیک و مودب و اهل مطالعه روزگار هست که متاسفانه چند هفته است دوستان دکترش تو یک گروه تلگرام addش کردن و چیزهای  خیلی خاک برسری (50+)براش می فرستان.دیروز یکم روضه خونی کردم تا left داد.

-چند پیش وزن کرد چاق تر شده بود،خیلی جدی میگه "اینا چربی نیست غم باده "!!!

دل نوشته 

کم کم بوی پاییز فصل محبوب من میاد.دلم قدم زدن روی کمر خشک برگهای رنگارنگ ریخته شده تو سطح خیابون میخواد.....دلم بارون میخواد....دلم هوای سرد میخواد

حالا حسرت سرمای استخون سوز مشهد ... برفای کثیف ولنجک.... شبهای خنک وصاف ویکدست یزد رو می خورم.

/ 12 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرداد

افرین به اقا صدرا.... پسرها اگه تو خونه به مادرشون کمک کنند مردهای خوبی می شوند...

آمد

امیدوارم به مرور بتونه تصحیح کنه رفتارشون رو . امیدوارم این رعایت کردن فاصله قانونی ماشین ها رعایت بشه تا این سری تصادفات ایجاد نشه . قفل فرمون رو بذار سرجاش [نیشخند] بعضی چیزا در شان رفتار جامعه نیست بطور مثال با تن پوش حمام بیرون اومدن . خب نم نم یاد میگیره صدرا بذار تجربه کنه . بازم دمش گرم حرف گوش کنه .آخی نازی چقدر غمباد . به حتم زیبایی پاییز اونجا رو هم می بینی عجله نکن .

یک نفر غریبه

به به افرین به این گل پسر که کمک مامانشه فقط خانم جان من موندم چه جوری شالت پیچید دور فرمون؟!!

مامان مهراد

نمیدونم کار خانوم n درسته یا نه ؟ نمیخوام قضاوت کنم. ولی واقعا اصلا درک نمیکنم یعنی که چی دماغت رو سوراخ کنی!! بنظرم این جور علایق به خانواده و دوستان شخص هم خیلی بستگی داره. [خنثی] گفتی شالم پیچید می دونی یاد چی افتادم... سریال امام علی و اون سکانسی که صبح ضربت خوردن بود و دستگیره در و غاز ها جلوی حضرت رو گرفتن که نره برای نماز صبح ....[نیشخند] بلاخره تو هم که تو هم از بچه های حوزه ای و درونت مثل شیشه خالصه. از این حالت ها پیش میاد دیگه [نیشخند][قهقهه] یعنی یک صدم خجالتی که آقای دکتر کشیده رو خانوم همسایه حتی حس نکرده هااااا!!!!!!!![تعجب] آفرین به صدرا.... ظرف ها رو که صدرا میشوره. ماشین هم که روشن میکنه. ببخشید اونوقت شما چی کار میکنی؟؟؟؟؟ ولی انصافا خوشم اومد. برم از امروز رو مهراد کار کنم تا بتونم ازش کار بکشم. تا دیر نشده باید بجنبم.[متفکر] امان از این گروه های تلگرامی. چشمت روز بد نبینه ، تو یه گروه بافتنی بودم که دیروز در عرض چند دقیقه گروه هک شد و یه عکس هایی گذاشتن که +60 هم رد کرده بود. نفهمیدم چجوری لفت دادم.[اضطراب][نگران] من هم با نقش گزینه زن خوب در افزایش وزن 100% موافقم.[تایید] و ا

مامان مهراد

خیلی جدی نگیر عزیزم من برای حفظ آبرو به شیشه خورده های درونت اشاره نکرم.[نیشخند][زبان]

فریا

خدا گل پسرت رو حفظ کنه مردی شده برات

آمد

مخصوص پست بالا : گاهی اینقدر قدرت ، به دهان گرگ مزه می دهد که با آنکه سیر شده است گله را تیکه پاره می کند ، اما قدرت واقعی از آن شیر است که یکبار به گله میزند و وقتی سیر شد کاری به بقیه گله ندارد .